جهان بیمار بود و آیینه معصوم!

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

زشت و زشت تر!

زشت تر از ظالم ِ قدرتمند، مظلوم نماهای ِ ناتوانی هستند که تشنه ی ظلم متقابل هستند اما قدرتش رو ندارند.
ابله تر از نژادپرست ها ، آنانی هستند که خودشون رو قربانی نژاد پرستی می دوند و اما در توصیف ِ ستمی که بهشون شده خود متوسل به فحش های نژادی و قومی می شن.
این نوع نژاد پرستی ِمظلوم نما دچار بلاهتی مضاعف است.
برای دیدن نمونه های آن رجوع کنید به پیج فیس بوکی ِ سایت خبری بی بی سی که تبدیل شده است به مرکز نشر افکار نژادپرستانه!

۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه

چرا دو سینه؟!

چندوقت پیش با دوست عزیزی در مورد سیر تکامل پستانداران صحبت می کردیم.
بحث به موضوع مفرح تعداد سینه ها در انسان رسید.
اینکه چرا در میان پستانداران، انسان دو سینه داره.
خوب اولین چیزی که به نظر می رسه تقارن بدن و حفظ تعادل هست.
اما علاوه بر این نظر دیگه ای هم وجود داره مبنی بر اینکه تعداد سینه ها در پستانداران متناسب با تعداد فرزندان هست.
انسان به طور معمول در هر بار زایمان یک بچه به دنیا میاره.
بنابراین برای تغذیه یک فرزند دو سینه کافی هست.
راستش این نظریه ذهن منو یه خورده نگران کرد.
نگران در مورد شکل و شمایل زن ایرانی در آینده.
آیا عدم رغبت زنان ایرانی به بچه دار شدن باعث می شه در چرخه آرام اما جبار ِ تکامل ، زن ایرانی فاقد سینه بشه؟!!
خوب حتی تصورش هم وحشتناکه!
انسان بدون آن دو منبع جادویی ِ حیات.
حیات مادی، ذهنی، روانی، روحی.
یکی از منابع بنیادی عشق و در نتیجه ادبیات، هنر، سینما و ...
یک آن تصور کنید نقاشی زن برهنه ی مودیلیانی رو بدون اون دو سرچشمه حیات!
وحشتناک نیست؟!
گرچه پاسخ دوستم به این پرسش، لطیف تر و مطبوع تر بود اما چیزی از نگرانی تصویری من در مورد شکل و شمایل آینده ی زن ایرانی کم نکرد.
و اما پاسخ دوستم در باب این پرسش فلسفی-وجودی که چرا زنان دو سینه دارند؟
- چون مردان دو دست دارند!
*********************************
این متن و مقاله فرانسوی هم که در مورد باحیا بودن زنان فرانسوی(!!!) توش لینک داده بامزه است.

http://ljkrakauer.com/LJK/essays/whytwo.htm

نقاشی مودیلیانی

فروغ و دیگر هیچ!

جام عسل پر از دانه های فلفل،
خبر خوش پر از درد ِزخم از خود،
انگار سرشته شده با اون مهرآفرین خاکه که نامهربانی رو گاه به بیرحمی می رسونه.
از زخم هاش به مرهم هاش پناه می برم.
فروغ و دیگر هیچ!
و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
.....


فحش!

نامهربانی ِ داخلی، دورویی اروپایی، قلدری ِ آمریکایی، وقاحت سعودی .... ما هم یه جایی اون زیر میرها بین چکش برقی و تراموا و مشقت ِ روزی که واس خودمون جیک جیک می کنیم.
جیک جیک های که گاه سخته توش رعایت ادب و نزاکت رو کرد.
شما بر ما ببخشین اما من از دیدن این خبر هیچ جوری نمی تونم مانع از بیان اون فحشی بشم که تو سرم تولید کردن .
فحش:
سگ به قبر و روح و روی کسی فلان کنه که می تونه اینقدر وقیح و پر رو باشه.
خبر:
العربیه تقصیر رو انداخت گردن حجاج ایرانی
در این گزارش هم فاجعه مکه "دسیسه" ایران خونده شده، و هم همزمان اعلام شده که اتفاقی است که پیش آمده است درست مثل بارندگی و سیل در تهران! هم همزمان گفته می شود که "شبه نظامیان" ایران در عراق و سوریه و یمن خون مسلمانان را می ریزند.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

خاکی که به خاک می کشه

صحنه های بازگشت تیم فوتسال به ایران باور نکردنیه.
هیچ کس به استقبال نرفته!
هیچ سرود ملی پخش نمی شه.
هیچکس نیست!
مو معذرت موخوام ببخشن اما خااااااااااااااااااااااک تو سر همه مان .... خاااااااااااک تو سر همه.
حالا می گیم اون حکومته که حجاب به سرشون می کنه،
این شوهرشه که مانع خروج کاپیتان می شه ،
مردم چی !!!
دست و پاهای مردم چلاق و علیل بود برن یه توکه پا فرودگاه یه دستی براشون بزنن حداقل.
خااااااااااااااااااک تو سرمون .... خاااااک تو سرمون که استعداد بی نظیری داریم در به خاک کشیدن هرآنکس که گوهری در وجودش داره.
غریب رفتن و غریب برگشتن و اون وسط یه های و هویی بلند شد و تموم شد رفت.
آه از این خاکی که به خاک می کشه هرآنکس که گوهری در وجود داره!

فوتبال و ارواح همسان!

بارها و بارها سوپر گل های  تیم فوتسال رو دیدم.
چیزی از هنر در حرکاتشون هست.
هنر فوتبال.
درست مثل فوتبال برزیلی.
فوتبالی که توش انگار زمین فوتبال، همون تنها لحظات رهایه پس از یک عمر زندان انفرادی.
فوتبال دیگه فوتبال نیست، همه ی تو هست.
همه ی زندگیت،
عمرت،
سهم ِ بودنت !
یک روز از دوست برزیلی خواستم برزیل رو با سه کلمه توصیف کنه.
گفت:
امید،
درد،
طنز!
و هر کلمه رو که  گفت پر شدم از هیجان ِ آشنایی.
برام هیجان انگیز بود، گرچه غافلگیر کننده نبود، که سه واژه حک شده بر روح او از برزیل دقیقا همان سه واژه ی حک شده بر روح من از ایرانه.
عجیب نیست که میگه:
صبا، احساس می کنم روحم ایرانیه!

۱۳۹۴ مهر ۴, شنبه

یک حرکت، چهار ضربه!

مردی، فرزندش رو از افتخار به مادرش محروم کرد!


با یک حرکت چهار ضربه:
دو ضربه اول به فرزندش چراکه به اسم فرزند، او رو از افتخار به مادرش محروم کرد.
یک ضربه به همسرش، چرا که او رو از افتخاری بی نظیر در زندگی محروم کرد.
و یک ضربه به یک ملت ، چرا که ملتی رو از ستاره ای محروم کرد.