جهان بیمار بود و آیینه معصوم!

۱۳۹۳ مرداد ۱۰, جمعه

سفرنامه ایران قسمت دوم : یک خانه افسونگر


می دونین خوبی شهری مثل مشهد چیه؟
شما در مشهد می تونین دوستانی از چهار سوی ایران داشته باشید.
من دارم!
از کرمانشاه و تبریز تا کرمان و گیلان و مازندران.
یه گروه دوست جوان دارم هر کدوم از یه سوی ایران.
یه روز مهمان شیرینی کرمانشاهی بودم روز بعد مهمان شیرینی های کرمان . 
همشون هم جوانان فعال و خیر و مهربان ... آدم حظ می کنه به خدا .
یکیشون بچه با صفای کرمانه که سالهاست ساکن مشهد شده.
دیروز رفتم خونه اش. 
می دونین،
خونه اش انگار بازتابی بود از صورت و سیرت زیبای خودش .
یه خونه ساده و کوچلو که اما خیلی با سلیقه و ایرانی چیدمان شده بود .
یه دکوراسیون سنتی و ایرانی ... برای من به طور هیجان انگیزی جذاب و زیبا بود. 
درست مثل یک موزه کوچلو بود ... همون گرما، زیبایی و جاذبه مرکز ایران ... کرمان ، یزد ، اصفهان ، رفسنجان ....
گرم و افسونگر ... درست مثل چهره زیبای خودش 
بین المان های سنتی خونه اش و اجزای زیبای چهره اش در نوسان بودم.
عکاسی از هر دو بینهایت برام لذت بخش بود. 
شاید برای شما هم این خونه موزه کوچک از مرکز ایران که در مشهد قرار داره جالب باشه ...














هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر