جهان بیمار بود و آیینه معصوم!

۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

اگه امام زمان بودین، ظهور هم کرده بودین!

آقا یه سئوال، البته بیشتر باب تفریح و خودشناسی :
شما اگه امام زمان بودین، ظهور هم کرده بودین اولین کاری که  برای بهبود وضع جهان انجام می دادین چی بود؟
فرض بر این که به عنوان امام زمان، اختیار و قدرت تام برای اعمال یک تصمیم جهانی داشتید.
لطفا توجه کنید که اگه کاری در ذهن دارید باید عملی و اجرایی باشه . حرف های کلی مثل بهبود وضع عدالت یا ثروت و خلاصه از این چیزا قابل قبول نیست.
برام جالبه که درست در لحظه ای که به این فرض فکر کردم، یه جواب روشن هم تو ذهنم براش داشتم.
می دونین،
من اگه امام زمان بودم، ظهور هم کرده بودم نه ثروتی رو از کسی می گرفتم تا تقسیمش کنم،
نه با کسی می جنگیدم،
نه کسی رو از روی زمین محو می کردم و خلاصه هیچ کار نمی کردم جز یک کار:
تمام کارخانجات اسلحه سازی، شرکت های فروش اسلحه و خلاصه کل پروسه صنعت اسلحه از طراحی تا ساخت و بازار رو از بین می بردم و ممنوع می کردم.
تمام اسلحه های موجود روی زمین رو هم از بین می بردم.
به امام زمان همی یک کار از همه ی کارها برای بهبود وضعیت عدالت، رفاه و صلح در جهان ضروری تر و موثرتر هست ... مگن نه!
 حالا بذارن ظهور کنوم نشونتا مدوم :)

۱۳۹۴ دی ۲۷, یکشنبه

بی بث به سر نمی شود!

دوای درد ِ بی دردی ِ عصر یک شنبه ی زمستونی،
سرد،
خاکستری،
قبرستونی،
با اون دورنمای دوشنبه ی سگ مصبیش،
چی می تونه باشه جز بث!
آه اگه بث رو نداشتم.
https://www.youtube.com/watch?v=hAwEJgv6nLc

پسرخاله جیسون

در حالیکه اسم جیسون رضایی به برکت وامصیبت های رسانه های فارسی زبان ِ حقوق بگیر از لابی های صهیونیستی برامون از اسم پسرخالمون هم آشناتر شده بود، خدایی چند نفرمون می دونستیم که هفت ایرانی هم به دلایل مشابه در آمریکا دستگیر و بازداشت بوده اند؟
هفت ایرانی از زندان های آمریکا  در مقابل چهار آمریکایی بازداشت شده در ایران آزاد شدند و ما حتی اسم یکی شون هم تو یکی از این رسانه ها ندیده بودیم.
غم انگیزتر اما فقدان این نام ها و اخبار بازداشت شون در رسانه های داخلی!

کی بود می گفت :
افسار ِ امروز ِ رعیت، رسانه است.
راست می گفت به خدا.

۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

کرول، تعاریف ِ اخلاقی یا اخلاق ِ طبیعی ؟

روزهایی تو زندگی هست که لحظه ها به طور غریب اما مطبوع و شگفت انگیزی عینهو یک رشته زنجیر در پیوند و هماهنگی با هم قرار می گیرند.
تمام صبح در حال شخم زدن درونی ترین و پنهان ترین لایه های درونم بودم.
تلاش برای کشف و بیانشون با عکس.
عصر دوستم دعوتم کرد به یک کلاس آزاد هنری در دانشگاه هنر نانت.
موضوع کلاس حوزه خصوصی در تاریخ هنر بود.
تاریخچه ، تاثیر و سیر بیان جنبه های خصوصی زندگی در هنر.
اینکه چرا هنر به فاش کردن خصوصی ترین وجوه زندگی علاقمنده و این افشاگری چه تاثیری در حوزه عمومی و اجتماعی داشته و داره.
در تمام مدت کلاس این جمله کوتاه اما عمیق تو سرم طنین داشت:
The personal is political
شب با همون دوست به دیدن فیلم کرول رفتیم.
داستان یک رابطه عاطفی ِ ممنوعه در زمانه ای که حتی این رابطه عنوانی هم در دایره لغات نداشته.
میلی که هست و به اعتبار بودنش طبیعیه با این حال با تعاریفی نسبی، ذهنی و محدود به زمان و مکان از اخلاق، بی اخلاقی تعبیر شده ، می شه ... هنوز هم.بی انصافی و سطح بینانه است اگه درخشش فیلم هایی مثل کرول رو صرفا محصول مد زمانه بدونیم .
کرول فیلم خوش ساختی هست با موضوعی واقعی اما بسیار ناگفته مانده و پنهان.
وقتی رابطه دو همجنس می تونه ابعادی عمیق تر از دوستی پیدا کنه و امیالی رو برانگیزه که به اعتبار انگیخته شدنشون، واقعی و طبیعی هستند.
انکار ِ طبیعت به نام اخلاق موضوع قابل بحث دیگریست.
اما انکار ِ اخلاقی ِ این نوع رابطه با برچسب غیرطبیعی بودن، مزخرفی ست سطحی بینانه که به سادگی می تونه دستاویز ِ سفسطه و سیاست قرار بگیره برای فرم دادن و کنترل ِ زندگی خصوصی ِ فرد فرد افراد جامعه.

قابل پیش بینی هست که تماشاچی ِ  مذهب و سنت زده بر بازی خوب هنرپیشه ها، به خصوص بازی عالی ِ رونی مارا، چشم بپوشه،
موسیقی گوش نواز  و تاثیر گذار فیلم رو نشنوه،
کادر بندی های چشمگیر دوربین رو نبینه   و در جهان ِ ذهنی ِ خودش، مجزا و محروم از درک ِ واقعیت ِ پرتنوع ِ انسانی، بلافاصله و به سادگی  حکم بر مد بودن موضوع فیلم بزنه.

با این همه کرول یک فیلم خوش ساخت از موضوعی ِ واقعی هست.
گرچه به قول خواهرم می تونست عمیق تر از این ساخته بشه.
عمق این واقعیت که :
ما در طبقات متفاوت اجتماعی به دنیا میاییم و رشد می کنیم.
طبقه اجتماعی که درش به دنیا می آئیم و باهش تربیت می شیم رو ما انتخاب نمی کنیم اما  این انتخاب رو داریم که شخصیت منحصر به فرد خودمون رو در هر طبقه ای که هستیم بروز بدیم .... اگه شجاع باشیم!
می تونیم این شجاعت رو داشته باشیم که از چارچوب های اجتماعی طبقه خودمون خارج بشیم ... برای رو به رو شدن با خودمون ...شناخت طبیعت خودمون .... درونی ترین، اصیل ترین و اما پنهان مانده ترین وجوه درونیمون.
شجاعتی که شخصیت  کرول و ترز هر دو داشتند گرچه فیلم  به سرعت و قدری سطحی از آن گذشت و پتانسیلی شخصیت پردازانه را  از دست داد!

۱۳۹۴ دی ۱۴, دوشنبه

دکون دستگاه ِ ناپاک ِ تقدس گرایی

ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم ...
(عطار)
گور پدر آل سعود و اون بیزینس ناشریفشون.
گوش دل بسپارین به اُس عطار خودمون که از بند ِ خدا و خلق خدا رهاتون می کنه.
«و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چکنم نه بلکه دوستان در ازل دوستانند ودشمنان در ازل دشمنان.»
(تذکره الاولیا - عطار)
جان من کجا پیدا می کنید کسی رو که چنین دلیر و بی پروا بزنه کاسه کوزه هر چی دم و دستگاه کاسبی با تقدس هست رو بشکنه.

هیچی مثل عرفان خراسانی حریف این دکون دستگاهِ ناپاک ِ تقدس گرایی نیست.



۱۳۹۴ دی ۱۳, یکشنبه

گوه و گلاب و آفتابه

یه بار رفته بودم تهرون، دو تا مرد باهم دعواشون شده بود.
یکیشون اینور خیابون واستاده بود، یکی دیگه شون اونور خیابون.
در یه فاصله امن از هم دیگه که دستشون بهم نرسه.
بعد همینجور واس هم کری های سنگین می خوندن.
این یکی:
چشتو در میارم.
اون یکی:
اندازه این حرفا نیستی بچه.
اون یکی:
می دم رودهاتو بندازن جلو سگای یاختی آباد.
این یکی:
می دم بادمجون کاریت کنن ، تا یه سال بادمجون ببری واس زن و بچه ات.
خلاصه همینجور یه نیم ساعتی هی همدیگه رو لیچار بارون کردن.
اولش خیلی ترسیده بودم . فکر می کردم اینا الان می پرن به هم و شر به پا می شه.
آخرش اما متوجه شدم این یه سبک امن و امان و رایج بین لات و لوتها  برای تخلیه ی عصبانیته.
اول خوب برا هم کری می خونن بعد هم  سرشون رو می اندازن پایین و می رن  جریمه پارک ممنوع ماشین ها شون رو برمی دارن و می دن به باباهاشون.

حالا این سفارت گیری های نیروهای غیور و خودجوش هم به نظر من ریشه در همین فرهنگ لاتی ِ اصیل ایرانی داره.
هارت و پورت می کنن و جلو همه هی تف سربالا می اندازن به سر ملت و بعد هم می رن پی کارشون یکی دیگه بیاد گوهی که زدن رو آفتابه بگیره.
ما هم که سی ساله به لطف همین نیروهای غیور و خودجوش همه مون در آفتابه دست گرفتن و گوه شویی  متخصص شدیم.
تازه این دفعه کلی هم خندیدیم.
گوهی که اینبار زدن منجر به گوه گیجه خودشون هم شده بود.
یارو رفته پرچم عربستان رو آتیش بزنه یهو چشش افتاده ،  این که اسم الله و محمد روشه.
چه کنه!
عده ای با هم  واستادن و باهش عکس یادگاری گرفتن.
کی بود می گفت :
آدم بیشعور وقتی می خواد احترام بذاره، کارهاش توهین آمیز می شه  و 
وقتی می خواد توهین کنه، کارهاش احترام آمیز می شه.
راست گفت به خدا.

ختم کنم داستان رو به یک  دعای جمعی:
پروردگارا
تو که به ما منت گذاشتی و نعمت آفتابه ی اصیل ایرانی رو ارزانی داشتی، مرحمتی کن و دل و روده غیور مردان خودجوش رو هم یه خورده جمع و جورتر کن.
گوهی که اینبار زدن خیلی سنگین بود.
آل سعود ازش گلاب گرفت و گندآبش موند به هیکل ما.

۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

«کشف سال نو میلادی»

توجه کردین این تقویم میلادی چقدر الکی هست!
دیشب در جشن سال نو یکی از دوستان ازم خواست که وقتی ساعت دوازده  ی نیم شب شد اعلام کنم تا همه متوجه شیم رفتیم تو سال نو.
یادم اومد که پارسال و پریسال و هر سال همیشه اینجا همین بوده.
همیشه سال تحویل، ساعت دوازده  ی نیم شبه!
این یعنی گردش کامل زمین به دور خورشید کشک!
یعنی یه قرار داد محض که هیچ اعتبار ِ طبیعی نداره.
کامل شدن گردش زمین به دور خورشید اصلن ملاک نیست.
حالا یادتون بیاد از تقویم خودمون.
تقویمی که هر سال، تحویل سال نو تا دقیقه و ثانیه هم توش محاسبه می شه .
با دقت و وسواسی خیام وار.
ملاک ِ تحویل سال نو در تقویم ما قراردادی است دقیق مبتنی بر طبیعت.
من بهش می گم یک قرار داد بشری اما مبتنی و در تعامل دقیق با طبیعت.
هر سال بنا به یه قرار داد ِ بشری سال میلادی و سال خورشیدی تحویل می شه اما در این تحویل سال، تقویم ایرانی تعاملی دقیق  با طبیعت داره حال آنکه تقویم میلادی خیلی ساده و خام و پیش پا افتاده فقط به همون قرارداد ذهنی خودش  و نیم شب متکی ست.

می شه هر سال، شب سال نو کلی با این تفاوت مقابل دوستان خارجی تون پز بدین و باد به غبغ بندازین با این میراثی که جناب خیام برامون به یادگار گذاشته.
بر نام و مزارش درودی بی پایان :)